
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدیچه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدیخلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکنخدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدیبرای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نهبرای عده ای چه خوب شد نیامدیتمام طول هفته را در انتظار جمعه امدوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نیامدی بخوانید...
ادامه مطلب
xa0آقا به خاطر دل زینب ظهور کنxa0این روزها که شیعه کشی رخ نموده استشاید نوید آمدنت را دلالت استآقا! شکایت دلمان را کجا بریم"عجّل علی ظهور"xa0شما اوج حاجت استکوفی شده زمانه و هیچ اعتماد نیستحتی به حرف ما که ...
ادامه مطلب
xa0xa0در حسرت تو خون شده چشم نگارهاای انتظار آخر چشم انتظار هاxa0ای آشنا تر از همه، این دیده کور بادنشناخته اگرچه تو را دیده بارهاxa0خار طمع به چشم و به پا ریسمان ترسافتاده ایم بی تو در این گیر و دارهاxa0جز اشک...
ادامه مطلب
xa0xa0زیباترین سروده یِ شبهایِ شعـرِ مااِی کاش اِتصّـال شود ختمِ اِنفِـصالباران که می زند به خودم می دهم اُمیدآمـد نویدِ آمـدَنَت با همـین رِوالباران زد وُ هـوایِ دلم روبه راه شدخورشید مستِ دیدنِ این قُرص...
ادامه مطلب